فصل دوم پایان نامه با موضوع اضطراب اجتماعی

فصل دوم پایان نامه با موضوع اضطراب اجتماعی
رشته تحصیلی : مبانی و پیشینه نظری

فرمت فایل : doc

تعداد صفحات : 94

حجم فایل (به کیلوبایت) : 131

فرمت دانلود : رار/ زیپ

مبلغ : 30000 تومان

خرید و دانلود

فصل دوم پایان نامه با موضوع اضطراب اجتماعی

 

در 94  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع اضطراب اجتماعی 

مفهوم اضطراب اجتماعی[1]

 

مفهوم اضطراب اجتماعی باعث سردرگمی دانشمندان در طول تاریخ شده است. داروین (1998/1872) به بحث در این باره پرداخته که انسان­ها چطور می توانند از مورد توجه دیگران قرار گرفتن در حالیکه دچار فقدان کلی اعتماد به نفس در موقعیت های غیراجتماعی نیستند ابراز ترس کنند. به علاوه داروین اظهار داشته که این ترس می تواند با سرخ شدن و ابرام شدید در پنهان کاری توأم باشد. در عمل افراد اقدام به پنهان کردن چهره ی خود و اجتناب از تماس چشمی مستقیم می کنند و یا این که یک استراتژی جبرانی را به صورت تماس چشمی نامناسب اتخاذ می­کنند.

 

بعدها یانگ (1923) دو نوع نگرش را معرفی کرد که بر پایه­ی دو اصل متناقض استوار بودند: درون گرایی و برون گرایی. و این درون گرایی بود که افراد کمرو و منزوی اجتماعی را در بر می­گرفت، نه برون گرایی. افراد دارای چنین نگرشی از جهان بیرونی ترس داشتند، در مورد خود طرز فکر منفی داشتند، از نظر رفتار اجتماعی شان ناراحت بودند و در احتیاط کاری­های غیر ضروری شرکت می کردند. متعاقباً آیزنک و آیزنک[2](1964) معیار ویژگی شخصیت را بر اساس رویکرد پردازش اطلاعات ساختند. این رویکرد نشان داد که انزوا، درون نگری، محتاط بودن ، نگرانی و دغدغه مشخصه­های درون گرایی هستند (آیزنک و آیزنک، 1964).

 

همان­طور که در بخش­های بعدی بحث می شود امکان دارد ویژگی­های شخصیت در سبب شناسی اضطراب اجتماعی مقصر باشند. با وجود این، فاکتورهای حفظ کننده­ی اضطراب اجتماعی عمدتاً بررسی نشده یا تجسم نیافته به جا مانده اند. در واقع پیشرفت های زیادی در رشته­های روانپزشکی و روان­شناسی حاصل شده­اند که طبقه بندی اضطراب اجتماعی از یک ویژگی شخصیت محض تا یک اختلال اضطرابی متمایز[3] را ممکن ساخته­اند.

 

2-1-2- ملاک های تشخیصی اختلال اضطراب اجتماعی

 

2-1-2-1- کتاب راهنمای تشخیصی و آماری- چاپ دوم (DSM-II):

 

در علم روانپزشکی اضطراب اجتماعی تا سال 1980 که DSM-III (APA,1980) آن را در میان اختلالات اضطرابی جا داد یک اختلال متمایز محسوب نمی شد. با وجود این DSM-II (APA، 1968( تشخیص واکنش انزوایی دوران کودکی را[4] طبقه بندی کرد. این اختلال به واسطه­ی کمرویی[5]،گسلش[6] و مشکل در برقراری روابط میان فردی در کودکان و نوجوانان مشخص می­شد. لذا کمرویی یک ویژگی شخصیت محسوب می شود و به احتمال قوی با اختلال شخصیت اجتنابی رابطه­ی نزدیک­تری دارد.

 

 

 

2-1-2-2- کتاب راهنمای تشخیصی و آماری- ویرایش سوم (DSM-III)

 

(APA,1980) DSM-III ملاک­های تشخیصی مختص به اضطراب اجتماعی را در بر داشت که شامل ترس اساسی از زیر ذره بین قرار گرفتن یا شرمسار شدن[7] و رفتار اجتنابی مربوطه بودند. مثل سایر اختلالات اضطرابی انتظار می­رفت افراد دارای اضطراب اجتماعی ترس خود را غیرمنطقی بدانند. به علاوه مطابق با مفهوم کلی ترس­ها، انتظار می­رفت اضطراب اجتماعی صرفاً زمانی ناتوان ساز باشد که شخص با عامل ترس خود (موقعیت اجتماعی خاص) مواجه می شد. از این­ها گذشته این اختلال نسبتاً نادر قلمداد می­شد.

 

 

 

2-1-2-3- کتاب راهنمای تشخیصی و آماری- ویرایش چهارم (DSM-IV)

 

(APA,1994) DSM-IV اصطلاح اختلال اضطراب اجتماعی را معرفی کرد و تشخیص را به ترس از یک یا چند موقعیت اجتماعی بسط داد. به علاوه ملاک های مربوطه شامل قابلیت حمله­ی پانیک[8] یا حمله­ی هراس در موقعیت های اجتماعی بودند. انتظار می رفت درماندگی و پریشانی باعث وقفه در فعالیت­های روزمره یا مشکل زیاد در انجام آنها، در موفقیت شغلی یا تحصیلی و تعاملات اجتماعی بشود. به علاوه این کتاب راهنما تشخیص را در دوران کودکی و نوجوانی که نشانه­ها به مدت بیشتر از 6 ماه حضور داشتند به کار گرفت. در ضمن سنخ یا گونه­ی[9] تعمیم یافته ی[10] اضطراب اجتماعی نیز معرفی شد. این سنخ پیش فرض ترس در بیشتر موقعیت­های اجتماعی را داشت و متخصصین بالینی باید تشخیص اضافی اختلال شخصیت اجتنابی (AVPD)[11] را لحاظ کنند. اما این کتاب راهنما مشخص نکرد که منظور از «بیشتر موقعیت های اجتماعی» چه بوده است.

 

علاوه بر این DSM-IV در متن خود یک دور باطل تشکیل دهنده یا اضطراب انتظار، یعنی تمرکز بر روی افکار منفی و حواس بدنی منفی و تفسیرهای اجتماعی منفی را نیز پیشنهاد کرده است (APA, 1994)، و بالاخره مسائل فرهنگی[12] نظیر ترس از مسبب توهین به دیگران شدن که در ژاپن زبانزد است معرفی شدند. در میان سایر اختلالات، تشخیص افتراقی با اختلال هراس به همراه گذر هراسی[13] یا بدون آن مرتبط بود اما اضطراب جدایی[14] در کودکان تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی را از دور خارج کرد. به علاوه کتاب راهنما پیشنهاد داد که تشخیص اختلال شخصیت اجتنابی می­تواند تداخل عمده ای با اختلال اضطراب اجتماعی تعمیم یافته داشته باشد. نسخه­ی بازنگری و اصلاح شده ی (APA, 2000) DSM-IV-TR شامل تغییری در ملاک های تشخیصی اضطراب اجتماعی نبود. یک به روز سازی مرتبط با ویژگی­های همراه و همبودی بیماری در متن وجود داشت.

 

 

 

2-1-2-4- کتاب راهنمای تشخیصی و آماری- ویرایش پنجم (DSM-V)

 

پیشرفت­های اخیر در رشته های روان داروشناسی[15] و روان­شناسی به یافته هایی ختم شده­اند که می­توانند مفهوم اضطراب اجتماعی در چاپ جدید DSM (مه 2013) را تغییر دهند. به عنوان مثال شماری از دانشمندان پیشنهاد دادند اختلال اضطراب اجتماعی زیر آستانه[16] گنجانده شود تا به عنوان یک اختلال یک بُعدی[17] مفهوم اضطراب اجتماعی را مورد تأکید قرار دهند (فیلهو، هتم، فراری، ترزسنیاک، مارک و ان سانتوز،[18] 2010). استین، اونو، تاجیما و مولر[19] (2004) تا آنجا پیش رفته­اند که یک مفهوم متحد اختلالات طیف اضطراب اجتماعی[20] را پیشنهاد دادند. این شامل ترس­های اجتماعی، اجتناب، دغدغه های جسمی[21]، اختلال کارکرد عاطفی و کمبودهای اجتماعی[22] می باشد. مثلاً اختلال بدشکلی بدن[23] و سندرم جدید مرجع پویایی[24] ، اختلال در خوردن و اختلالات شخصیتی که تأثیر شدیدی بر روی مردم آمیزی افراد مثلاً مردم آمیزی افراطی در اختلال ویلیامز و مردم آمیزی تفریطی در اختلال شخصیت اسکیزوئید هم می­توانند در این طیف گنجانده شوند.

 

بر اساس مرور شواهد مرتبط با ملاک­های تشخیصی اضطراب اجتماعی (بوگلز، آلدن، بیدل، کلارک، پین، استین و همکاران[25]،2010) و مسائل فرهنگی مربوطه (لیوایز- فرناندز، هینتون، لاریا، پاترسون، هافمن، کرسک و همکاران[26]، 2009) تغییرات زیر پیشنهاد شده اند:

 

استفاده از اصطلاح اختلال اضطراب اجتماعی (با اضطراب اجتماعی در پرانتز)

حذف ملاک بازشناسی ترس به عنوان غیرمنطقی؛ به جای آن متخصصین بالینی می توانند ترس به عنوان «خارج از نسبت»[27] را با در نظر گرفتن بافت فرهنگی شخص برآورد کنند.

گنجاندن ترس از توهین به دیگران[28]

حذف زیر گونه ی تعمیم یافته و استفاده از اضطراب عملکرد به عنوان یک تصریح یا مشخص کننده . ترس ها بر طبق موقعیت های اجتماعی: تعاملات اجتماعی، تحت نظر بودن، و تکالیف عملکردی گروه بندی می­شوند.

گنجاندن موتیسم یا گنگی گزینشی[29] به عنوان ابزار رفتاری (اجتناب) اختلال اضطراب اجتماعی در نوزادی[30] و اوایل کودکی.

به واسطه­ی دغدغه های مربوط به دست کم گرفتن مشکلات میان فردی مهم در اختلالات شخصیتی پیشنهاد شد اختلال شخصیت اجتنابی یک تشخیص مجزا باقی بماند.

طول مدت (احتمالاً 6 ماه) که برای تمام سنین به کار خواهد رفت.

حذف ذکر نام حملات هراس

گنجاندن مقیاس شدت[31]

و بالاخره گنجاندن بحث در مورد رابطه بالقوه­ی بین اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال بدشکلی بدن و بین اضطراب اجتماعی و طبقه بندی جدید سندرم مرجع پویایی پیشنهاد شد.

 

 

2-1-2-5- دهمین بازنگری و اصلاح طبقه بندی بین المللی بیماری ها (ICD-10

 

 ICD-10 (سازمان بهداشت جهانی(WHO)، 1992) اضطراب اجتماعی گسسته درباره­ی موقعیت­های اجتماعی خاص و اضطراب اجتماعی منتشر درباره­ی بیشتر موقعیت­های اجتماعی را متمایز کرده است. ICD-10 نیز مثل DSM-IV به شرح مفصل ماهیت یا میزان موقعیت های اجتماعی لازم برای تشخیص سنخ منتشر[32] نپرداخته است. با این حال کتاب راهنما متذکر شد این موقعیت­ها باید خارج از محفل خانوادگی باشند. این می تواند مختص به افراد دارای اضطراب اجتماعی باشد که در گردهمایی خانوادگی و در روابط نزدیکی فامیلی با ناراحتی مواجه می­شوند.

 

خلاصه اینکه ملاک های تشخیص اضطراب اجتماعی عبارت بودند از:

 

1)    این که علت اولیه نشانه­ها اضطراب، و نه هذیان و افکاری وسواسی باشد.

 

2)    این که نشانه­ها در وهله ی اول با موقعیت اجتماعی مرتبط باشند.

 

3)    اجتناب اجتماعی.

 

 شرح حال جزء به جزء علائم اضطراب اجتماعی در ملاک های تشخیصی ICD-10 برای پروتکل­های تحقیقاتی[33] (سازمان بهداشت جهانی، 1993) یافت می­شوند. این کتاب راهنما صریحاً ترس از جلب توجه دیگران و شرمسار شدن و همینطور اجتناب معنی دار[34] را الزام آور کرده است. به علاوه این کتاب راهنما نشانه های اختصاصی اضطراب نظیر سرخ شدن و لرزیدن و همینطور ترس از استفراغ کردن[35] را فهرست کرده و ایجاب نموده که فرد ترس را غیرمنطقی شناخته باشد.

 

ملاک­های اضطراب اجتماعی در ICD-10 به ظاهر شبیه به ملاک های DSM-IV (1994) هستند. اما ICD-10 بر خلاف DSM-IV سنخ ترس و واکنش های روان شناختی را مشخص کرده است. به علاوه ICD-10 طبقه بندی های جداگانه ای را برای اختلال اضطراب اجتماعی بزرگسالی و کودکی به کار بسته است. چنین تفاوت هایی این سؤال را پیش آوردند که آیا میزان شیوع تحت تأثیر ملاک های تشخیصی به کار رفته در هر مطالعه قرار گرفته یا خیر. به عنوان مثال روچا، ورکارو، یوچوآ و لیماکاستا[36] (2005) مصاحبه های بالینی کامپیوتری شده ای را برای تشخیص اضطراب اجتماعی در نمونه ای از 1221 برزیلی بالای 18 سال انجام دادند. مؤلفان دریافتند که درصد تشخیص های مبتنی بر ملاک های DSM-III-R به طرز معنی داری بیشتر از آن بر اساس ملاک های ICD-10 ، بدون در نظر گرفتن جنس بود.

 

 

 

[1]. Social Anxiety

 

[2]. Eysenck, H. J., & Eysenck, S. B. G.

 

[3]. distinct

 

1. withdrawing reaction of childhood

 

2. shyness

 

3. detachment

 

4. embarrass

 

5. panic attack

 

1. type

 

2. generalized

 

3. Avoidant personality disorder

 

4. cultural issue

 

5. agoraphobia

 

6. separation anxiety

 

7. Psychopharmacology

 

8. sub threshold

 

1. one-dimensional

 

2. Filho, A. S., Hetem, L. A. B., Ferrari, M. C. F., Trzesniak, C., Mart, N-Santos, R., et al.

 

3. Stein, D. J., Ono, Y., Tajima, O., & Muller, J. F.

 

4. social anxiety spectrum disorder

 

5. body focused concern

 

6. social deficits

 

7. Body dysmorphic disorder

 

8. new difactory reference syndrome

 

9. Bogels, S. M., Alden, L., Beidel, D. C., Clark, L. A., Pine, D. S., Stein, M. B., et al.

 

10. Lewis-Fernández, R., Hinton, D. E., Laria, A. J., Patterson, E. H., Hofmann, S. G., Craske, M. G.

 

11. out of propertion

 

12. fear of offending others

 

1. selective mutism.

 

2. infancy.

 

3. severity scale.

 

4. diffuse type.

 

1. research protocol

 

2. significant avoidance

 

3. vomiting

 

4. Rocha, F. L., Vorcaro, C. M. R., Uchoa, E., & Lima-Costa, M. F.

 

 

 

پیشینه پژوهش

 

      پینتوگاویا، کاستیلهو، گالهاردو و کانها (2006) در یک مطالعه ی مقطعی در رابطه با اضطراب اجتماعی به بررسی رابطه­ی بین طرح واره های غیرانطباقی اولیه، اضطراب اجتماعی و سایر اختلالات پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که گروه اضطراب اجتماعی و یک گروه مختلط از سایر اختلالات اضطرابی (اختلال هراسی و اختلال وسواسی جبری) در مقایسه با گروه کنترل (جامعه ی آماری عمومی) در بیشتر طرح واره ها نمره ی بالاتری گرفتند. لذا افراد دارای اضطراب اجتماعی در طرح واره هایی نمره ی بالاتر از گروه مبتلا به سایر اختلالات را گرفتند که موضوع شان پیرامون قطع رابطه ی اجتماعی و طرد اجتماعی بود (مثل شرمساری، گناه، قصور، ناخوشایندی اجتماعی، انزوای اجتماعی و بی اعتمادی، اجحاف). به علاوه شرمساری، بی اعتمادی، اجحاف، محرومیت هیجانی و معیارهای سخت گیرانه، ترس از ارزیابی منفی را پیش بینی کردند. این مطالعه پیشنهاد داد که طرح واره های غیر انطباقی اولیه در اضطراب اجتماعی نقش دارند.

 

      کالوت، اوروئه و هانکین، 2013 ؛ کالوت، اوروئه، کامارا و هانکین (2013) ؛ گونزالس دایز، کالوت زومالد و اوروئه سولا (2012)، کالوت و اوروئه، (2008) ؛ هینریچسن والر و امانوئلی (2004) در مطالعات جداگانه به بررسی نقش طرح واره ها در اختلال اضطراب اجتماعی پرداخته اند. در مجموع این مطالعات حکایت از آن دارند که مرتبط ترین طرح واره ها برای اضطراب اجتماعی طرح واره ی قطع ارتباط/ طرد، استقلال ناقص، و هدایت توسط سایرین هستند.     

 

     آنکوئیست، وامالا و لیندستروم[1] (2012) مطالعه­ای با هدف بررسی شاخص­های اجتماعی سلامت و اثر متقابل عوامل اقتصادی اجتماعی بر سلامت بر روی نمونه ای متشکل از 23153 مرد و 28261 زن 84-16 ساله انجام دادند. نتایج حاصل از رگرسیون لجستیک چند متغیره نشان دادند که سرمایه اقتصادی و اجتماعی پایین (اعتماد بین فردی و سیاسی اجتماعی، مشارکت اجتماعی) با وضعیت پایین سلامتی مرتبط بود. مطالعه حاضر شاهدی است بر این که مشکلات اقتصادی و سرمایه اجتماعی بر پیامدهای متفاوت سلامتی تأثیر می­گذارند.

 

      استافورد، دسیلوا، استانسفلد و مارموت[2] (2008؛ به نقل از آنکوئیست و همکاران، 2012) ارتباط معناداری بین سرمایه اجتماعی محله زندگی (اعتماد، روابط متقابل و عضویت در انجمن یا تشکل­ها) و اختلالات روانی شایع در گروه­هایی که در مناطق محروم انگلستان و اسکاتلند زندگی می­کردند یافتند.

 

      نتایج پژوهش سان، رنبرگ و منگ[3] (2009) مؤید این بودند که بین فقر (حداقل کمک هزینه زندگی) و سطح فردی سرمایه اجتماعی پایین (مقیاس پنج بعدی) در مناطق روستایی چین رابطه وجود دارد. محققان همچنین یک اثر هم افزایی هماهنگ بین فقدان سرمایه اجتماعی (انسجام اجتماعی در محله) و فقر دریافتند که نشان دهنده­ی اثر بسیار شدیدی بر وضعیت سلامتی بود.

 

      پروس[4] (2011) پژوهشی را با هدف بررسی تفاوت بین تأثیر طیف گسترده ای از عوامل اجتماعی بر سلامت در دو کشور آمریکا و کانادا انجام داد. یافته­های حاصل از پژوهش نشان دادند که عوامل جمعیت شناختی اجتماعی و عوامل اقتصادی اجتماعی اثرات قابل توجهی بر سلامت افراد در هر کشور دارند. وضعیت اقتصادی اجتماعی واسطه­ی بین متغیرهای جمعیت شناختی و سلامت در هر دو کشور بودند. ارتباط بین جنسیت، نژاد، سن و وضعیت تأهل با سلامت به طور قابل توجهی پس از سازگاری افراد با وضعیت اجتماعی اقتصادی ضعیف می شد. عوامل روانی اجتماعی، خطرات رفتاری و دسترسی به مراقبت های بهداشتی از شاخص های بسیار قوی سلامت اجتماعی در هر دو کشور بودند.

 

    محمود، روچ و هومر[5] (2012) یک مداخله شبیه سازی تغییر در سلامت، عوامل اجتماعی و نابرابری ها را از سال 2006 برای 2046 نفر طراحی کردند. بسیاری از متغیرها در این مدل بر اساس قومیت، وضعیت مهاجرت، جنس و ویژگی های بزرگسالان بین سنین 46-25 طبقه بندی شدند. مداخلات شامل دسترسی به خدمات و مراقبت های بهداشتی، درآمد، مسکن و انسجام اجتماعی بودند. مدل شبیه سازی شده سناریوهای مختلفی را برای نشان دادن تأثیر نسبی مداخلات مختلف بر نتایج ضعیف سلامت مثل میزان بیماری های مزمن، مرگ و میر و ناتوانی طراحی نمودند. نتایج نشان دادند که انسجام اجتماعی تأثیر معناداری بر پیامدهای سلامت مثل بیماری­های مزمن و ناتوانی دارد، اگرچه تأثیر بسیار کمی بر میزان مرگ و میر افراد دارد. به عقیده­ی محمود و همکاران (2012) تأثیر بسیار قوی انسجام اجتماعی تا اندازه­ی زیادی می­تواند توسط مکانیسم های علی که از طریق آنها عمل می کنند و متغیرهای پیامد را تحت تأثیر قرار می دهند، توجیه نمود. به طوری که انسجام اجتماعی ارتباط بسیار مستقیمی با مسکن و درآمد دارد و این ارتباط بسیار قوی می­باشد. از آنجایی که انسجام اجتماعی تأثیر بسیاری بر درآمد دارد و درآمد نیز تأثیر مستقیمی بر سایر متغیرها بجز مرگ و میر دارد، بنابراین تأثیر انسجام اجتماعی بر سایر متغیرها به وسیله ی درآمد میانجی گری می شود. این نتیجه به این معنا می باشد که مداخله­ای که انسجام اجتماعی را در سیستم بهبود ببخشد می­تواند پیامدهای سلامتی را پیش بینی نماید. این نتیجه نقش بسیار مهم جوامع در بهبود سلامت، بهزیستی و رفاه مردم را نشان می دهد. نقشی که در پژوهش های مداخله ای سلامت اغلب کمتر بر آن تأکید شده است.  

 

      سونگ، پورترا، رابیناف، مارکز، مارکوئیز، اتو[6] و همکاران (2012) در بررسی خود دریافتند که افراد دارای اختلال اضطراب اجتماعی به واسطه ی عدم استفاده از راهبردهای تنظیم هیجان و نقص در آن و در نتیجه باورهای منفی راجع به کارایی خود دارای کیفیت زندگی ضعیفی می باشند.

 

      آکاترک و همکاران (2008) در یک بررسی بر روی 7076 نفر نمونه ی 64-18 ساله مبتلا به اضطراب اجتماعی دریافتند که تعداد ترس­ها رابطه­ی مثبتی با کاهش کیفیت زندگی و با رفتار کمک جویانه تر دارد.

 

        در پژوهشی دیگر ونگ، سارور و بیدل[7] (2012) اظهار داشتند که اضطراب اجتماعی اختلال در عملکرد شغلی، اجتماعی و تحصیلی، اختلال در روابط رمانتیک و عاشقانه، حمایت اجتماعی پایین و شبکه اجتماعی ضعیف، اختلال زناشویی بیشتر و افزایش خطر سوء مصرف مواد را به همراه دارد. همسو با این توصیفات این افراد کیفیت زندگی بسیار پایین تری را تجربه می­کنند.

 

      روم، ملی، ثورسن، آندریسن و روزبرگ (2012) بیان می­کنند که به دنبال تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی، برچسب ادراک شده، شرمساری، خجالت و به دنبال آن افت نقش اجتماعی در افراد مشاهده می­شود که می توانند به رشد علائم اضطراب اجتماعی کمک کنند. فرض بر این است که بینش نسبت به بیماری بر عزت نفس بیماران تأثیر منفی می گذارد که همه این عوامل در مجموع با افسردگی و کیفیت پایین زندگی در ارتباط می­باشند.

 

      باررا و نورتن (2009) در یک مطالعه­ی روان سنجی مقطعی که از 17 فرد مبتلا به اختلال اضطراب تعمیم یافته، 23 فرد دچار اختلال هراس و 27 فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی استفاده کرد دریافتند که تمام گروه­ها در مقایسه با نمونه ی اجتماعی غیرمضطرب نارضایتی بیشتری از کیفیت زندگی خود دارند.

 

          الاتونجی، کیسلر و تولین[8] (2007) اظهار داشتند که تأثیر اختلالات اضطرابی برکیفیت زندگی آنقدر قوی می­باشد که به نظر می­رسد مستقل از شدت علائم، متغیرهای دموگرافیک، سلامت جسمی و اختلالات تشخیصی همراه باشد. در اضطراب اجتماعی افراد بیشتر در حوزه­های فعالیت اجتماعی، تحصیلی، فعالیت­های اوقات فراغت، روابط و فعالیت­هایی بیرون از کار و شغل آسیب می­بینند.

 

     باررا و نورتن (2009)، ویتچن، فوئش، سونتاگ، مولر و لیبوویتز (2000)،کیلتی، امرینگن،  مانسینی، اکمن و فارولدن[9] (2003) نیز به طور جداگانه در پژوهش های خود اظهار داشته اند که اختلال اضطراب اجتماعی اغلبِ جنبه های زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد و بنابراین بر کیفیت زندگی بیماران تأثیر مخربی دارد.

 

      واتاناب، فوروکاوا، چن، کینوشیتا، ناکانو، اگاوا[10] و همکاران (2010) در بررسی خود بر روی 57 فرد دارای اختلال اضطراب اجتماعی مشاهده کردند که پس از درمان شناختی رفتاری گروهی و یک دوره ی پیگیری 12 ماهه علائم اضطراب اجتماعی و کیفیت زندگی پس از درمان و در دوره پیگیری به میزان قابل ملاحظه ای بهبود یافت.

 

      یک مطالعه­ی دیگر دریافت که گروه درمانی رفتاری شناختی بر باورهای فراشناختی تأثیر دارد و این تأثیر با کاهش اضطراب اجتماعی و افسردگی در ارتباط بود (مک اووی، ماهونی، پرینی و کینگسپ،[11] 2009). این نتایج حاکی از آنند که فنون درمان فراشناختی می توانند برای درمان اختلال اضطراب اجتماعی مفید باشند.

 

      ولز و پاپاجورجیو (a2001) درمان فراشناختی که بیشتر بر S-REF متمرکز بود را در 6 فرد دارای اختلال اضطراب اجتماعی با نتایج امیدبخش آزمایش کردند. درمان بر اساس مدل فراشناختی که قبلاً تشریح شده کوتاه شد (ولز و متیوس، 1994). این درمان شامل ضبط افکار نبود و چالش با رفتارهای ایمنی کمتر بود و بر توجه متمرکز بر خویش بیشتر تأکید می شد. این درمان بر طبق پروتکل اصلی بازخورد ویدئویی داشت. به علاوه به مقابله با نگرانی و نشخوار فکری پرداخت و آزمایش های رفتاری را که باورها و پیش بینی های منفی را به چالش می کشیدند در بر داشت. درمان زمانی خاتمه یافت که تغییر خاصی در توجه متمرکز بر خویش شرکت کنندگان حاصل       می شد. شرکت کنندگان به مدت 6 ماه جلسات فردی 60 دقیقه ای هفتگی داشتند. نتایج حاکی از آن بود که این نوع درمان در کاهش معیارهای خود گزارش شده اضطراب اجتماعی، سطح باورها، خودآگاهی و افسردگی مؤثر بود.

 

     به علاوه مک اووی و همکاران (2009) دریافتند که پس از گروه درمانی شناختی – رفتاری تعداد زیادی از باورهای فراشناختی (زیر مقیاس MCQ-30 ؛ ولز و کارترایت- هاتون، 2004) به طرز معنی داری کاهش پیدا کردند. کاهش باورهای کنترل ناپذیری در مورد نگرانی با کاهش در اضطراب تعامل اجتماعی توأم بود. همچنین یافته ها نشان دادند که کاهش این باورها و باورهای مربوط به نیاز به کنترل افکار با کاهش در پردازش پس مرگی همراه بود. در خاتمه، ایشان دریافتند که کاهش در تعداد زیادی از باورهای فراشناختی با بهبود در افسردگی مرتبط بود (مک اووی و همکاران، 2009).

 

    با وجود این یک مطالعه از فرضیه ی فراشناختی حمایت نکرد. مک اووی و پرینی (2008) شناخت درمانی گروهی با آرامش آموزی و شناخت درمانی گروهی با آموزش توجه را مقایسه کردند. نتایج نشان دادند که در بر گرفتن آموزش توجه با بهبود بیشتر از در برگیری آرامش ارتباطی ندارد. لذا این مطالعه یک پروتکل CBT (رفتار درمانی شناختی) را به کار گرفت که از آزمایش های مواجه سازی و رفتاری برای به چالش کشیدن توجه متمرکز بر خود استفاده کرده بود. پس شاید افزودن آموزش توجه بهبود تکمیلی کافی برای رسیدن به نتایج معنی دار آماری را پدید نیاورده است.

 

    داناهی و استوپا (2007) به بررسی تفاوت در باورهای فراشناختی در بین افراد پر اضطراب و کم اضطراب اجتماعی بعد از القای تهدید[12] (گفتگو با یک همدست) پرداختند. شرکت کنندگان از یک هفته قبل در یک گفتگوی اولیه شرکت کردند و انتظار داشتند در زمانی که معیار باورهای فراشناختی را تکمیل کردند یک گفتگوی دیگر داشته باشند. نتایج نشان دادند نمره ی افراد پر اضطراب اجتماعی در خودآگاهی شناختی و در باورهای کنترل ناپذیری درباره ی نشخوار فکری پس از واقعه[13] بیشتر از افراد کم اضطراب اجتماعی بود. این نتایج مقدماتی مؤید این ایده هستند که باورهای فراشناختی با اضطراب اجتماعی رابطه دارند.

 

      کوکرتز و همکاران (2014) نقش واسطه ای سوگیری توجه را در اثربخشی آموزش توجه در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مورد مطالعه قرار دادند. یافته ها نشان دادند که سوگیری توجه زیاد، بیشترین کاهش علائم را در شرکت کنندگانی که برنامه آموزشی اصلاح و تغییر توجه را تکمیل کرده بودند پیش بینی می کرد، اما در گروه کنترل این نتایج مشاهده نشد. به علاوه تغییر سوگیری توجه نقش واسطه ای در ارتباط بین برنامه اصلاح توجه و تغییر در علائم اضطراب اجتماعی را داشت.

 

     هاپیت، ایلینگ ورث، مکلئود، هامپشایر، دون و مکینتاش[14] (2014) پژوهشی را با هدف ارزیابی این موضوع که آیا یک دوره­ی دو هفته ای اصلاح سوگیری شناختی تفسیرها[15] (CBM-I) می­تواند ترس از ارزیابی منفی را در دانشجویان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، زمانی که دانشگاه را شروع می­کنند، کاهش دهد. 69 دانشجو که در مورد شروع دانشگاه مضطرب و نگران بودند، یا مداخله با دارونما یا 5 جلسه  CBM-I را در طول دو هفته دریافت نمودند. نتایج نشان دادند که CBM-I در مقایسه با گروه کنترل دارونما به میزان خیلی بیشتری ترس از ارزیابی منفی را از خط پایه تا روز شروع دانشگاه کاهش داد. همچنین پس از 4 هفته پیگیری نیز کاهش چشمگیری در اضطراب حالت و ترس از ارزیابی منفی در گروه CBM-I مشاهده شد.

 

     برد، سایر و هافمن[16] (2012)؛ هالیون و روسیو[17] (2011)؛ هاکاماتا، لیسک، بار­-­ هایم، بریتون، فاکس، لیبن لافت[18] و همکاران (2010) اظهار می­کنند که برنامه تغییر توجه[19] (AMP) برای اختلال اضطراب اجتماعی و سایر اختلالات اضطرابی می­تواند مفید و اثربخش باشد. AMP یک برنامه­ی کامپیوتری شده می­باشد که به منظور تغییر و اصلاح آسیب­های شناختی اساسی که از عوامل مهم پایداری اضطراب می باشند، طراحی شده است و بر اساس این فرضیه می­باشد که افراد مضطرب ترجیحاً منابع توجهی شان را به محرک های مربوط به تهدید اختصاص می دهند. AMP به منظور تسهیل پردازش محرک­های خنثی و بنابراین تغییر مسیر توجه افراد مضطرب از محرک­های تهدید کننده طراحی شده است.

 

      هیرن، ریس، مک نالی و فیلیپات[20] (2012) کارایی سه نوع شرایط آموزش توجه (توجه به سوی مثبت[21]، شرایط کنترل و توجه به سوی تهدید[22]) را در کاهش علائم اختلال اضطراب اجتماعی، رفتارهای مربوط به اضطراب اجتماعی و پاسخ های فیزیولوژیکی نسبت به استرس زاهای اجتماعی را مورد مقایسه قرار دادند. محققان دریافتند که پس از 4 جلسه آموزش توجه، هر دو گروه توجه به سوی مثبت و شرایط کنترل کاهش معناداری در علائم اضطراب اجتماعی از پیش آزمون به پس آزمون نشان دادند. اما این نتایج فقط برای گروه توجه به سوی مثبت در دوره ی پیگیری تداوم داشت. به علاوه بهبود رفتاری در نشانه های اضطراب اجتماعی و کاهش پاسخ های فیزیولوژیکی مرتبط با یک تکلیف عملکرد سخنرانی، فقط در گروه توجه به سوی مثبت مشاهده شد.

 

      امیر، برد، تایلور، کلرمپ، الیاس، برنز[23] و همکاران (2009) اثربخشی برنامه تغییر توجه[24] (AMP) را با استفاده از نوع دیگری از تکلیف دات پروب در افراد دارای اضطراب اجتماعی مورد بررسی قرار دادند. در این مطالعه دو چهره که یکی از آنها بالاتر از دیگری قرار داشت بر روی مانیتور کامپیوتر به بیماران ارائه می شد. هر جفت چهره از یک چهره با حالت هیجانی تهدید آمیز (نفرت) و یک چهره خنثی تشکیل شده بودند. پس از نمایش کوتاه مدت چهره ها، چهره ها ناپدید می شدند و سپس یکی از چهره ها با یک پروب (مثلاً حرف E یا F) جایگزین می شدند. شرکت کنندگان با راست کلیک یا چپ کلیک کردن ماوس کامپیوتر باید مشخص می کردند که پروب ارائه شده حرف E بوده یا F. در شرایط آموزشی فعال (AMP) پروب همیشه در موقعیت چهره ی خنثی در مانیتور ظاهر می شد، بنابراین مسیر توجه شرکت کنندگان از چهره تهدید آمیز دور می شد. در شرایط کنترل توجه[25] (ACC)، پروب در 50 درصد مواقع جایگزین چهره ی خنثی و در 50 درصد مواقع نیز جایگزین چهره ی تهدید آمیز می شد. امیر و همکاران پس از 8 جلسه ی 20 دقیقه ای دریافتند که 50 درصد از گروه اضطراب اجتماعیِ شرایط فعال در مقایسه با 14 درصد شرایط کنترل، تشخیص اضطراب اجتماعی را از دست دادند. همچنین شرکت کنندگانِ شرایط فعال در مقایسه با شرایط کنترل در نشانه های اضطراب اجتماعی که توسط مقیاس اضطراب اجتماعی لیبوویتز سنجیده می شد، به طور معناداری بهبود یافته بودند.

 

      اشمیت، ریچی، بوکنر و تیمپانو[26] (2009) همین پژوهش (امیر و همکاران، 2009) را در شرایط غیر آزمایشگاهی انجام دادند. یافته­های حاصل از پژوهش آنها نشان داد که پس از 8 جلسه آموزش، 72 درصد از شرکت کنندگانِ شرایط فعال در مقایسه با 11 درصد از شرکت کنندگان شرایط کنترل ، دیگر معیارهای تشخیصی برای SAD را دریافت نمی کردند.

 

       نتایج حاصل از پژوهش(گیکا[27] و ولز، a2009 ، b2009) نشان داد که تعداد زیادی از باورهای فراشناختی پیش بین فردی اضطراب اجتماعی هستند.

 

      فنون دیگری که فراآگاهی[28] و نگرش ارزیابانه نسبت به فرایندهای فکری را ممکن می سازند در اضطراب اجتماعی مفید بوده اند. مثلاً ولز و پاپاجورجیو(1998) دریافتند که بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی کاهش بیشتر در سطح اضطراب و باورها را بعد از مواجه سازی ای تجربه کردند که برای افزایش توجه بیرونی منظور شده بود تا بعد از مواجه سازی مبتنی بر منطق خوگیری، مواجه سازی که توجه را به سوی محرک های بیروی هدایت کند به جمع آوری اطلاعاتی کمک می­کند که هم فرض­های منفی در مورد واکنش دیگران و هم این باور که تمرکز توجه کنترل ناپذیر است را تأیید نمی­کند. بالعکس، مک اوی و پرینی (2008) دریافتند که شناخت درمانی گروهی برای اختلال اضطراب اجتماعی با آموزش توجه (یک فن فراشناختی منظور شده برای افزایش انعطاف پذیری توجهی) با بهبود بیشتر از شناخت درمانی گروهی با آرامش مرتبط نبود. با این وجود این مطالعه آموزش توجه را در پروتکلی گنجاند که فنونی را برای تغییر و اصلاح توجه متمرکز بر خویش به کار گرفته بود. پس بعید بود که آموزش توجه مزیت فوق العاده ای را اضافه کند. به علاوه مطالعات فوق فنون فراشناختی مستقیم را در اضطراب اجتماعی به کار نبستند، بلکه از مواجه سازی با یک عنصر  فراشناختی استفاده کردند (ولز و پاپاجورجیو، 1998) یا یک فن فراشناختی را به پروتکل CBT از قبل اثبات شده افزودند (مک اووی و پرینی، 2008). نقش بالقوه­ی یک فن با تمرکز فراشناختی مستقیم در درمان اضطراب اجتماعی هنوز بررسی نشده است.

 

      کالوت، اوروئه و هانکین، (2013) پژوهشی را با هدف اثبات پیش بینی تفکرات اضطرابی خودبخود توسط طرح واره های غیرانطباقی اولیه و نشان دادن این مسئله که چنین تفکرات خودبخودی مانند واسطه­ای در بین طرح واره­ها و تغییرات آتی در علائم اضطراب اجتماعی عمل  می­کنند انجام دادند. این مطالعه یک مدل وارونه­ی جایگزین را هم بررسی کرد که در آن طرح واره ها مانند واسطه ای بین تفکرات خودبخود و اضطراب اجتماعی عمل می کردند. در مجموع 1052 نوجوان (499 دختر و 553 پسر با میانگین سنی 43/13 و انحراف استاندارد سنی 29/1) مقیاس های طرح واره­های غیرانطباقی اولیه، تفکرات خودبخود اضطراب اجتماعی و علائم اضطراب اجتماعی را در زمان 1، 2، 3 کامل کردند. نتایج بیانگر روابط طولی دو سویه در بین طرح واره­ها و تفکرات خودبخود که مضمونی سازگار داشتند، بودند (مثل طرح واره ی قطع ارتباط/ طرد یا واپس زنی و تفکرات خودبخود خودپنداره ی منفی). ضمناً تفکرات خودبخود ارزیابی انتظار منفی توسط دیگران در زمان 2 در رابطه­ی بین طرح واره ی هدایت سایرین در زمان 1 و علائم اضطراب اجتماعی در زمان 3 یک واسطه بود. این یافته ها با مدل های شناختی سلسله مراتبی اضطراب اجتماعی همخوانی دارند، چرا که طرح واره­های عمقی تر پیش بین تفکرات سطحی تر می باشند. این یافته ها همچنین از این که تفکرات سطحی تر به پایدار شدن طرح واره ها می انجامند، حمایت می کنند. در خاتمه نتایج نشان داند که طرح واره­های غیرانطباقی اولیه حوزه­ی هدایت سایرین نقش مرتبطی را در شکل گیری و حفظ اضطراب اجتماعی ایفا می­کنند.

 

 

 

1. Ahnquist, J., Wamala, S.P., & Lindstrom, M.

 

2. Stafford, De Silva, Stansfeld & Marmot.

 

3. Sun, X., Rehnberg, C., & Meng, Q.

 

4. Prus, S. G.

 

1. Mahamoud, A., Roche, B., & Homer, J.

 

2. Sung, S. C., Portera, E., Robinaugh, D. J.,  Marks, E. H., Marques , L.M., Otto, M. W., et al.

 

1.  Wong, N., Sarver, D. E., & Beidel, D. C.

 

2. Olatunji, B. O., Cisler, L. M., & Tolin, D. F.

 

3. Quilty, L.C., Van Ameringen, M., Mancini, C., Oakman, J., & Farvolden, P.

 

1. Watanabe, N., Furukawa, T. A., Chen, J., Kinoshita, Y., Nakano, Y., Ogawa, S., et al.

 

2. McEvoy, P. M., Mahoney, A., Perini, S. J., & Kingsep, P.

 

1. threat induction.

 

2. post- event.

 

1. Hoppitt, L., Illingworth, J. L., Macleod, C., Hampshire, A., Dunn, B. D., & Mackintosh, B.

 

2. Cognitive Bias Modification for Interpretation.

 

3. Beard, C., Sawyer, A. T., & Hofmann, S. G.

 

4. Hallion, L. S., & Ruscio, A. M.

 

5. Hakamata, Y., Lissek, S., Bar-Haim, Y., Britton, J. C., Fox, N. A., Leibenluft, E., et al.

 

6. Attention Modification Programs.

 

7. Heeren, A., Reese, H. E., McNally, R. J., & Philippot, P.

 

8. attend towards positive.

 

9. attend towards threat.

 

1. Amir, N., Beard, C., Taylor, C. T., Klumpp, H., Elias, J., Burns, M., et al.

 

2. Attention Modification Program.

 

3. Attention Control Condition.

 

4. Schmidt, N. B., Richey, J., Buckner, J. D., & Timpano, K. R.

 

1. Gkika, S., & Wells, A.

 

2. meta- awareness.

 

 

 

 منابع فارسی

 

احتشامی اکبری، کاملیا (1383)، نقش علم بازاریابی در سلامت اجتماعی، تدبیر، شماره 153.

 

اصغری مقدم، محمدعلی و فقیهی، سمانه (1382). اعتبار و پایایی پرسشنامه زمینه یابی سلامت (فرم کوتاه 36 سؤالی)

 

در دو نمونه ایرانی. دانشور رفتار، (1)10.

 

افضلی، محمد حسن (1388). «مقایسه سبک ها و مکانیسم های دفاعی افراد مبتلا به وسواس بی اختیاری، اختلال

 

اضطراب تعمیم یافته و اختلال هراس اجتماعی». مجله روان شناسی بالینی، سال اول، شماره 1، 93-79.

 

امینی، همایون و همکاران (1386). «روایی نسخه فارسی مصاحبه ساختاریافته تشخیصی برای اختلال های محور یک

 

در DSM-IV (SCID-I) ». فصلنامه پایش، سال هفتم، شماره اول، 57-49.

 

امینی رارانی، مصطفی (1389)، بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی در ایران، تهران: دانشگاه علوم 

 

    بهزیستی و توانبخشی،  پایان نامه کارشناسی ارشد.

 

اورنگ، ملاحت (1386)، سنجش کیفیت محیط در بازسازی های پس از سانحه، مطالعه ی موردی: فضاهای عمومی

 

شهر بم، تهران: دانشگاه تربیت مدرس، پایان نامه کارشناسی ارشد.

 

بهادری، محمد حسین؛ جهان بخش، مرضیه؛ کجباف، محمد باقر؛ فرامرزی، سالار (1391). اثربخشی درمان فراشناختی

 

بر باورهای فراشناختی و اعتماد شناختی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، مجله روان­شناسی بالینی، سال چهارم، شماره 1 (پیاپی 13).

 

بهمنی، بهمن؛ تمدنی، مجتبی و عسگری، مجید (1383)، بررسی کیفیت زندگی و رابطه آن با نگرش دینی و عملکرد

 

تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد جنوب تهران، طب و تزکیه، شماره 25، 32-44.

 

بوند، جان و کورنر، لین (1389)، کیفیت زندگی و سالمندان (ترجمه سیدحسین محققی کمال)، تهران: نشر دانژه.

 

پارک، جی. ای؛ پارک، ک (1380)، درسنامه ی پزشکی پیشگیری و اجتماعی (کلیات خدمات بهداشتی)، بخش

 

نخست، جلد دوم (ترجمه حسین شجاعی تهرانی و حسین ملک افضلی)، تهران: انتشارات سماط، چاپ چهارم.

 

خدارحیمی، سیامک (1373)، روان­شناسی سالمندی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.

 

خورشید زاده، محسن؛ برجعلی، احمد؛ سهرابی اسمرود، فرامرز و دلاور، علی (1390). «اثربخشی طرح واره درمانی

 

در درمان زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی». پژوهش­های روان شناسی بالینی و مشاوره، سال اول، شماره 2، 24-5......